آآآآ..فـ ـتـ..ـآآآآب - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 9:36
برفـَم و ... آفتابـی! طلوع کردهای پر شکوه عریان و کامل. میـخواهمت پر سوز و گداز. و حال که موسمِ آشناییـهاست دارم آب میـشوم دارم از دست میـروم... من دارم میـمیرم در برابرت ای آفتابِ بیـبدیل... . من دارم... و انگار دیگر از دستِ هیچـکسی کاری بر نمیآید. + MSooji |